من خیابون اما خب بسته لبم
یه پیاده رو اسیره به تنم
اولم هیچکی نمی دونه کجاس
آخرم از سر چن راهه جداس
خنجر کوچه به قلب من فرو
خط کشی مثل یه بغضی توگلو
تن من کبود پای عابرا
دل من خسته از این سواره ها(1 )
تک درخت سر کوچه می بینه
زخم بارون روی قلبم می شینه
منو دلداری می ده گریه نکن
به زمین زیر پا تکیه نکن
دل تن سیاه من چه بی صدا
تن من زیر هجوم رد پا
دست سیلی زن تابستونتون
به دلم گذاشته زخم بی زبون
چپ وراس سیلی زده به صورتم
اما خب دلم می گه چیزی نگم
دست و پا بسته وبی زبون منم
تار دود و پود خاکه پیرهنم
کی میشه پرستوها رو تنمون ولو بشن
همه ی مسافرا از دلمون درو بشن
کی میشه دود و دم از صورتمون جدا بشه
کی مسیرمون به خونه ی خدا بشه
*(1) مسافرا
دوستان مطمئنا اشکالات زیادی تو این کار وجود داره ولی به نظرمی یاد کار خوبی از آب در اومده اگه این طوره با ثبت نظراتتون منو خوشحال کنید.
.تشکر داوود.
