ايست ! خط سرخ يه جنايت نمي شه بيشتر از اين جلو بري
يكي زخمي يه درد بي نهايت نمي شه بيشتراز اين جلو بري
به گمونم اين يه جاده اس پُرِ روبان و پليسه
موتوري زد به عروسك چشاي دختره خيسه
اين طرف يه پاسبونه اون طرف يه جوي خونه
يكي گفت ببين عروسك،وقت مردن هم مي خونه
هركيازيهگوشهاومد دوباره صحنه شلوغ شد
بي توجه به پليسا اين زمين پر از دروغ شد
يكي تز مي داد عروسك گروه خوني نداره
يكي مي گفت O- ،تنها راهـــــه، راه چاره
توي راه بندون (ازدحام) جاده دستاي دختره گم شد
كسي اشكاشو نديد وكوچولو دوباره گم شد
آخرش هيچكي نفهميد ، كه عروسك جون نداره
اين همه خون مال كي بود عروسك كه خون نداره
عروسك فقط مي تونه واسه بچه ها برقصه
توي خا له بازي هاشون حتا از خدا نترسه
عروسك كه جون نداره عروسك كه خون نداره
عروسك ته تهش باز دو سه تا پيچ ونــــــــواره
هيشكي از خودش نپرسيد كه عروسك مال كي بود
موتوري حالا كجاست وپليســــــــــه دنبال چي بود
واسه چي دور عروسك خط وروبان مي كشـــيدن
دختره تنهايي جون داد خب به دادش نرســــيدن
عروسك كوكش تموم شد، مٌرد و هيچكسي نفهميد
اين همه خون مال كي بود ، هيچكي از خودش نپرسيد
اين همه خوني كه خشكيد رو زمين اون ور جاده
اشك وخون دختري بود كه مي مرد اون سر جاده
داوود شبانكاره