یه شهزاده یه کوچولو توی قلبش یه گل داره
یه نیمکت روبه خورشید وغروب سرخ سیاره
تن بی جون و لم داده نگاهش خیره ی فردا
زمین چیزی نداشت تا اون بمونه اهلی دنیا
دوتاچشماشومی بست ومی رفت هرجا دلش می خواس
مث من گیر طیاره نبود اون ساده بی پرواس
زمین تنها سوالش بود کسی اونجا گلی داره ؟
کسی تو وسعت چشماش ستاره خنده می کاره؟
هزارتا شاخه گل بی دوست دل شهزاده حیرونه
من و طیاره ی داغون ،که هیچی هم نمی دونه
یه عالم آدم تنها یه برزخ رو به ویرونی
زمین اینه برای اون یه زندون کلی زندونی
چه فایده اینکه تو دنیا هزار تا شاخه گل باشه
مهم نیس اینکه سیاره ات کجای کهکشون جاشه
اگه قلبت پرِ عطرِ اگه چشمات پرِ خورشید
همین بسه برای اون ببین شهزاده هم کوچید
این دیوار کشیده از شاهکار های خودمه !!!
مال هیشکی نیس
تابلو گیتار زن مست با مخلفاتی که دیگه اینجا جا نمی شد .
