
چند هزار سال پیش در چنین شبی شاید قبل ازپیدایش آدمی قرار بود که در 5/12/ 1362هجری شمسی من متولد شوم .چه زجر ها کشیده شد چه رنجها برده شد تا من بدنیا آمدم .حال که بیست و چند سال از این واقعه گذشته برای بیست و چندمین باراین ققنوس مست آتش است،غرق در تلاطم امواج این موسیقی .
از این سالهای رفته چقدرش را زندگی کرده ام نمی دانم ،چقدرزنده خواهم بود و چقدر زندگی خواهم کرد باز هم نمی دانم و هزاران سوال که یا نمی دانم و یا ...
اصلا گور بابای همه ی این سوالا
یه جشن کوچیک که دعوتی نداره ،بدون شمع ،کیک و بدون آرزوهای خوب
دنیا خیلی بمن بدهکاره اینم روش
تولدم ...
+ نوشته شده در پنجم اسفند 1385ساعت 9:13  توسط داوود شبانکاره
|
